به پایان آمد این دفتر...

به پایان آمد این دفتر

   حکایات همچنان باقی...

بدرود همگی...

همرنگ جماعت

خیلی وقت بود می خواستم از قالب اون شنل پوشی که برای بعضیا اسرار آمیز شده بود در بیام

و      

هم رنگ جماعت بشم

...

ادامه نوشته

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند...

درود دوستان خوب و مهربانم.

ماه ها پیش قسمتی از یک شعر رو در جایی خوندم. خیلی ازش خوشم اومد و تصمیم گرفتم کامل اون شعر رو

برای شما عزیزان بگذارم.

در حقیقت که شعر زیبا و پر مفهومی هست.

ادامه ی مطلب لطفا...

ادامه نوشته

سالی که آمده تا بگذرد...

درود دوستان عزیزم

پیش از هر چیز نوروز باستانی، این روز زیبا را که از نیاکانمان به جای مانده به همگی شما شادباش می

گم.

عزیزانم نخستین پست سال ۹۱ را می خواهم با جادو آغاز کنم اما با این تفاوت که این بار با جادوی قلم

که با نیروی جادویی احاساسات که هر دو از هر جادویی نبرومند ترند آغاز کنم.

شما را به ادامه ی مطلب دعوت می کنم.

ادامه نوشته

فصل خزان

درود دوستان عزیزم.

امیدوارم که همگی شما خوب و خوش و تندرست باشید.

پیش از هر چیز فرا رسیدن فصل پاییز، این فصل زیبا را به همگی شما دوستان تبریک می گویم.

به همین مناسبت من شعری وصف حال که سروده ی اینجانب است برای شما عزیزان گذاشته ام که می

توانید در ادامه ی مطلب آنرا بخوانید.

پاینده و پیروز باشید

شنل پوش.

ادامه نوشته

درود


ادامه نوشته